خــوش اخــــــــلاق باش

دنيا در مسير معين و بر طبق نقشه منظمی می‏چرخد.حوادث‏روزگار با نظم و ترتيب مرموز يكی پس از ديگری خودنمايی ميكند.وجودناچيز ما در اين جهان پهناور به منزله ذره كوچكی است كه هر لحظه به‏سويی حركت و با ذرات ديگر در تصادم است.اداره جهان دست ما نيست و حوادث گيتی بر طبق ميل ما واقع نمی‏شوند.بامداد كه از منزل خارج‏ميشويد تا دوباره برگرديد ممكن است‏با دهها ناملايم - كوچك يا بزرگ - برخورد نماييد.و در ميدان زندگی وصحنه كسب و كار،كه به ميدان نبردبی‏شباهت نيست،با مشكلات فراوانی مواجه شويد. ممكن است از وجود ناملايمات چنان خشمگين و ناراحت‏شويدكه مانند بمب آتشزا هرلحظه در معرض انفجار باشيد.به چرخ گردون ومردم متجاوز كه زورتان نمی‏رسد،اما وقتی به خانه وارد ميشويد ميخواهيدقدرت نمايی كنيد و انتقام چرخ و فلك و مردم كج رفتار را از زن و فرزندبيگناهتان گرفته بدينوسيله دق دلی خالی كنيد.

گويا عزرائيل وارد خانه شده است.بچه‏ها مانند موش فرار ميكنند،خدا نكند كوچكترين بهانه‏ای بدستش بيفتند.غذا شور يا بی‏نمك باشد،چای آماده و حاضر نباشد،يكی از بچه‏هاسر و صدا كند،وضع منزل نامرتب‏باشد،حرف ناپسندی از دهان همسرش بيرون بيايد،وامصيبتا آقا همانندبمبی منفجر خواهد شد.به سر اين داد ميزند،به آن يكی دشنام ميدهد،آن‏يكی را ميزند،با اين اوقات تلخی ميكند.بدينوسيله محيط با صفای خانه راكه به منظوراستراحت‏بدانجا پناه آورده بود به صورت جهنم سوزانی تبديل خواهد ساخت.در آن دوزخ خود ساخته،هم خودش خواهد سوخت‏ هم زن و فرزند بيگناهش.اگر بچه‏ها بتوانند از آن محيط رعب و وحشت‏فرار نموده در كوچه و خيابان سرگردان ميشوند.و الا خدا خدا ميكنندكه‏مالك دوزخ زودتر از منزل خارج گردد تا از شرش خلاص شوند.وضع رقت‏بار و سرنوشت‏شوم يك چنين خانواده‏ای بخوبی‏روشن است.هميشه دعوا و اوقات تلخی برپاست.آب خوش از گلويشان‏پايين نخواهد رفت.وضع منزل رضايت‏بخش نخواهد بود.زن از محيط منزل و ديدن صورت عبوس شوهر بيزار خواهد بود.زنيكه همواره بابداخلاقيهای شوهر مواجه باشد چگونه ميتواند به زندگی دلگرم باشد و ازروی عشق و علاقه خانه‏داری و شوهرداری كند؟ از همه بدتر وضع دلخراش و سرنوشت‏خطرناك اطفالی است كه‏در چنين محيط ناگواری پرورش می‏يابند.اوقات تلخيها و ناسازگاريهای‏ دائمی پدر و مادر بدون ترديد در روح حساس آنها اثر بدی خواهد گذاشت. غالبا افرادی تندخو،عصبانی مزاج،بد بين،كينه‏توز،متعدی،پژمرده تربيت‏ خواهند شد.چون به محيط خانه و زندگی دلخوشی ندارند به ولگردی پناه‏ميبرند.در نتيجه،ممكن است دردامهای گوناگون فساد كه به وسيله شيادان‏اجتماع برای منحرف كردن اينگونه افراد نهاده شده گرفتار شوند و برای‏هميشه بدبخت گردند.حتی امكان دارد برای حل عقده‏های درونی خويش،دست‏به كارهای بسيار خطرناكی از قبيل قتل و جنايت و دزدی وخودكشی بزنند.

برای تاييد مطلب ميتوانيد به پرونده‏های افراد تبه‏كار مخصوصااطفال مراجعه نماييد. آمار ونقل حوادثی كه از اينگونه اطفال،هر روز در صفحات‏روزنامه‏ها و مجلات منعكس ميشودبهترين گواه مطلب است.مسؤوليت‏همه اين بدبختيها بر گردن سرپرست‏خانواده است كه اعصاب خويش راكنترل نكرده در منزل بد اخلاق بوده است.در اين دنيا آسايش وخوشی‏ندارد در سرای ديگر نيز بی‏كيفر نخواهد بود.

آقای عزيز!

اداره جهان در اختيار ما نيست.تزاحمات،ناملايمات،مصيبات از لوازم لا ينفك اين جهان هستند.هر كسی در مسير زندگی باآنها خواه ناخواه برخورد خواهد نمود.بايد برای پذيرش آنها آماده شد.

شخصيت انسان در اين مواقع بظهور ميرسد.بايد بدون جزع و فزع با آنهامواجه شد و درصدد چاره برآمد.انسان توانايی آنرا دارد كه صدها مشكل‏بزرگ و كوچك را با آغوش بازبپذيرد و خم به ابرو نياورد.

حوادث روزگار علت تامه ناراحتي ها نيستند بلكه اعصاب ضعيف‏ هستند كه متاثر شده اسباب نگرانی و ناراحتی ما را فراهم ميسازند.اگر برنفس خويشتن مسلط باشيم و اعصابمان راكنترل كنيم كه در مقابل‏پيش آمدها متاثر نشوند ناراحتی و عصبانيت مفهومی ندارد.

امر ناگواريكه برايت شما اتفاق افتاده يا از امور ضروری اين جهان واز لوازم لا ينفك ماده و ماديات است كه سعی و تدبير ما در وجود و عدم‏آنها تاثيری ندارد يا از اموريست كه سعی و تدبير ماهم ميتواند در آنها اثرداشته باشد.اگر از قسم اول باشد جزع و فزع و عصبانيت وتندخويی‏بدون شك سودی ندارد بلكه يك امر صد در صد غير عقلائی است.زيرا دراينگونه موارد كاری از ما ساخته نيست.بخواهيم يا نخواهيم جهان ماده‏اينگونه لوازم را دارد.بايد برای وقوع آنها آماده بود و با لب خندان استقبال نمود.و اگر از قسم دوم باشد بايد با سعی و تدبيردر صدد چاره‏بر آمد.

اگر در مقابل مشكلات خودمان را نبازيم و بتوانيم اعصابمان راكنترل كنيم و با فكر و تدبير وارد كار شويم اكثر مشكلات قابل حل هستند.

در اينصورت هم عصبانيت و بد اخلاقی نه تنها در حل مشكلات بما كمك‏نخواهد كرد بلكه ممكن است مشكلی به مشكلات بيفزايد.بنابراين،انسان‏عاقل و هوشيار بايد هميشه براعصاب خويشتن مسلط باشد و نگذارد ازحوادث و ناملايمات روزگار متاثر گردند.

انسان موجود نيرومند و توانايی است كه با بردباری و كوشش وتدبير ميتواند بر مشكلات بزرگ پيروز گردد.آيا حيف نيست كه در مقابل‏حوادث كوچك خودش را باخته داد و فرياد واوقات تلخی راه بيندازد؟!

از همه اينها گذشته،حوادث و ناملايمات روزگار و رفتار ناپسندمردم اسباب ناراحتی ترا فراهم ساخته‏اند زن و فرزندت چه تقصيری‏دارند؟

همسرت از صبح تا حال در خانه زحمت كشيده،غذا پخته،لباس‏شسته،خانه را تميز و مرتب نموده،با بچه‏ها سر و كله زده،با بدن و اعصاب‏خسته در انتظار تو بوده كه وقتی به منزل آمدی با اخلاق خوش ومهربانی‏دلش را گرم نموده خستگی اعصابش را برطرف سازی.

فرزندانت نيز از بامداد تا حال در مدرسه مشغول بوده با اعصاب ومغز خويش كار كرده‏اند.يادر مغازه يا در كارگاه به كار اشتغال داشته‏اند.

اكنون خسته و ناتوان به منزل بازگشته در انتظار پدرشان هستند كه باسخنان شيرين واخلاق خوش و اظهار محبت‏خستگی اعصابشان را برطرف سازد و برای كار و كوشش تقويتشان كند.

آری زن و فرزندانت‏با صدها اميد و آرزو در انتظار تو بوده‏اند آياسزاوار است‏با چهره عبوس واخلاق تند و صورت در هم كشيده تو مواجه‏گردند؟!

انتظار داشتند تو فرشته رحمت‏باشی و با اخلاق خوش و چهره‏شكفته محيط خانه را نورباران كنی و با سخنان گرم و دلپذيرت اعصاب‏خسته آنان را آرامش دهی.نه اينكه با اخلاق تند و صورت در هم كشيده‏محيط خانه را تاريك گردانی و با عصبانيت و اوقات تلخی اعصاب خسته‏آنها را خسته‏تر سازی.آيا ميدانی كه تنديها و بد اخلاقيهای تو چه آثار بدی‏در روح وجسم آنها خواهد گذاشت كه نتيجه‏اش دامنگير تو خواهد شد؟به‏آنها رحم نميكنی اقلا به خودت رحم كن.با اين بد اخلاقيهای دائم،جسم واعصاب سالم برايت‏باقی ميماند؟

با اين وضع چگونه ميتوانی به كسب و كار ادامه دهی و بر مشكلات‏زندگی و مصائب روزگارپيروز گردی؟چرا محل استراحت‏ خودت و زن وفرزندت را به صورت زندان اختياری تبديل ميسازی كه نتيجه‏اش عائدخودت شود؟

آيا بهتر نيست كه هميشه خوش و خندان باشی و اگر مشكلی برايت‏اتفاق افتاد بدون عصبانيت و جزع و فزع،با عقل و تدبير در صدد چاره‏برآيی؟

آيا بهتر نيست وقتی ميخواهی برای استراحت و تجديد نيرو به‏آسايشگاه خانه قدم بگذاری پيش خودت بينديشی كه تندخويی و بداخلاقی‏مشكل مرا حل نميكند بلكه اعصابم راخسته‏تر خواهد نمود و چه بسا مشكلات تازه‏ای بوجود خواهد آورد.فعلا بايد استراحت وتجديد نيرو كنم‏تا بتوانم با اعصاب راحت و فكر آزاد در صدد چاره بر آيم.آنگاه حوادث وگرفتاريهای زندگی را موقتا بدست فراموشی بسپاری و با چهره باز و لب‏خندان وارد منزل شوی.با سخنان گرم و محبتهای بی‏شائبه دل اهل خانه راشادمان گردانی.بگوييد و بخنديد.وتفريح و استراحت كنيد.با خوشی ولذت غذا بخوريد.و با اعصاب آسوده خواب و استراحت كنيد.بدين‏وسيله هم زن و فرزندت به خانه و زندگی دلگرم شده برای كار و كوشش‏آماده ميگردند هم خودت ميتوانی با اعصاب سالم به كسب و كار ادامه دهی‏و بر مشكلات زندگی پيروز گردی.

بدين جهت،دين مقدس اسلام اخلاق خوب را جزء ديانت و ازعلائم كمال ايمان ميشمارد.

رسول خدا (ص) فرمود:كاملترين مردم از جهت ايمان،خوش اخلاق‏ترين آنها ميباشد.بهترين شما كسی است كه نسبت‏به‏خانواده‏اش احسان كند. (بحار ج 103 ص 226 )

پيغمبر اسلام (ص) فرمود:هيچ عملی بهتر از اخلاق خوب نيست. (شافی ج 1 ص 166 )

امام صادق عليه السلام فرمود:نيكوكاری و حسن خلق خانه‏ها راآباد و عمرها را زياد ميكند.(شافی ج۱ ص 166)

امام صادق (ع) فرمود:شخص بد اخلاق خودش را در عذاب‏ميدارد. (شافی ج 1 ص 176 )

لقمان حكيم فرمود:مرد خردمند بايد در بين خانواده‏اش مانندكودك باشد و رفتار مردانه رابرای خارج منزل بگذارد. (محجة البيضاء ج 2 ص 54)

رسول خدا (ص) فرمود:عيشی بهتر از خوش اخلاقی نيست. (بحار ج 71 ص 389 )

پيغمبر اسلام (ص) فرمود:اخلاق خوب نصف دين ميباشد. (بحار ج 71 ص 385 )

وقتی سعد بن معاذ كه يكی از اصحاب بزرگ رسول خدا و مورداحترام آن جناب بود درگذشت رسول اكرم مانند صاحبان عزا با پای برهنه‏در تشييع جنازه‏اش شركت نمود.بدست مبارك خويش جنازه را در قبرنهاده روی آنرا پوشاند.در آن هنگام مادر سعد كه آن همه احترام را ازرسول‏خدا مشاهده نمود فرزندش سعد را مخاطب قرار داده گفت:ای سعدبهشت گوارايت‏باد.

پيغمبر اكرم فرمود:ای مادر سعد!اين چنين مگو.زيرا سعد را درقبر فشار سختی وارد شد.بعدا علت فشار قبر سعد را از آن حضرت‏پرسيدند.فرمود:علتش آن بود كه با خانواده‏اش بداخلاقی ميكرد (بحار ج 73 ص 298 ).


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت