(پست ثابت)

 

 

ارتباط ، یکی از نیازهای بنیادی انسان است و اگر به درستی برقرار شود ، درک و فهم،بصیرت و پذیرش ، تفاهم و دوستی ، هم اندیشی سازگاری ،هنجار پذیری و جامعه پذیری ، وحدت و انسجام، همزیستی و بهزیستی و بطور کل رشد و توسعه فردی واجتماعی را در پی خواهد داشت.علاوه بر آن مسیر رسیدن انسان به کمال و سعادت را هموار و وسیله تحقق مقصود را فراهم و هزینه آنرا تعدیل خواهد کرد و بدینوسیله دوستی ، نشاط و امید و همدلی رابرای انسان و اجتماع به ارمغان مى آورد.

مهارتهای اساسی زندگی، اجتماعی و اخلاقی ، توانمندیهای متعددی را دربرمی گیرد که در این وبلاگ با استعانت از خداوند متعال بخشی از آن تشریح و تبیین خواهدشد.


برچسب‌ها: مهارتهای زندگی


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


ازدواج با این افراد اصلا پیشنهاد نمیشود !

 

افراد دارای هوش هیجانی پایین

تحقیقات روان شناسان در دهه های اخیر ثابت کرده که تنها هوشبر (IQ) برای موفقیت در زندگی کافی نیست، بلکه ما برای داشتن یک زندگی خوب و خشنودکننده به نوع دیگری از هوش یعنی هوش هیجانی نیازمندیم. روان شناسان، هوش هیجانی را به صورت توانایی شناسایی احساسات و هیجانات خود و دیگران، تمایزگذاشتن میان آنها و استفاده از اطلاعات حاصل از آنها در تفکر و اعمال تعریف کرده اند. افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند، دارای ویژگی هایی هستند که زندگی با آنها را بسیار مشکل می سازد. از مهم ترین این ویژگی ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- بروز ندادن احساسات

*توجه نکردن به احساسات دیگران

*ناتوانی در مقابله با هیجانات منفی مانند خشم، اضطراب و... (اغلب این افراد قادر به کنترل خشم خود نیستند)

*مقابله ناکارآمد با مسائل و مشکلات زندگی روزمره

*ناشادی و بدبینی کلی


2 – افرادی که هنوز درگیر روابط قبلی شان هستند

اگر هربار که فرد موردنظرتان را می بینید، حتما یکی دو خاطره از نامزد یا همسر قبلی اش تعریف می کند، اگر هنوز هم موقع صحبت کردن درباره زندگی مشترک قبلی اش بغض می کند یا به نحو شدیدی مشوش می شود، یا اگر هنوز به هر دلیلی ارتباط خود را با همسر سابقش قطع نکرده است، بدانید که آمادگی شروع رابطه جدیدی را ندارد.

فرد آسیب دیده در این موارد، یا کسی را به عنوان همسر انتخاب می کند که ویژگی هایش کاملا مخالف خصوصیات همسر سابقش باشد، یا فردی را انتخاب می کند که ویژگی هایی کاملا مشابه همسر قبلی داشته باشد. دلیلی دیگری که ممکن است موجب انتخاب شده باشد، فرار از هیجانات منفی پس از جدایی است. به هر حال آنچه مسلم است، این است که شما به خاطر خودتان و بر مبنای ویژگی های فردی تان انتخاب نشده اید. اگر فرد موردنظرتان از شریک سابق خود جدا شده و طلاق را تجربه کرده است، برای کنارآمدن با شرایط جدیدش به زمان نیاز دارد.

3 – افراد مبتلا به اختلالات جنسی


باربارادی آنجلیس در کتاب «آیا تو آن گمشده ام هستی» اختلالات جنسی را به سه دسته تقسیم کرده است:

1 – اعتیاد و اشتغال ذهنی مدام به روابط جنسی

2 – عدم عزت نفس و نجابت جنسی

3 – مشکل اجرای عمل جنسی

مهم ترین دسته این اختلالات که پیش از ازدواج می توان به آن پی برد، عدم عزت نفس و نجابت جنسی است. اگر فرد موردنظر شما در ارتباطات خود باجنس مخالف حریمش را رعایت نمی کند، اگر احساس می کنید بیش از حد با دیگران گرم می گیرد یا رفتار و پوشش وی با فرهنگ ما سازگار نیست، یا اگر همیشه درباره افراد جنس مخالف اظهارنظر می کند، بدانید مشکلی وجود دارد. متاسفانه احتمال اینکه افراد پس از ازدواج این عادت نامطلوب را ترک کنند، بسیار کم است.

4 – افرادی که به بلوغ عاطفی نرسیده اند.


متاسفانه بسیاری از ما فکر می کنیم همین که همسر آینده مان به بلوغ جسمانی رسیده باشد، برای تشکیل زندگی کافی است. غافل از آنکه رسیدن به بلوغ عاطفی و اجتماعی نیز به همان اندازه بلوغ جسمی مهم است. همان طور که در مورد شهاب دیدیم، این گونه افراد مستقل نشده و به شدت به دیگران (خانواده یا دوستان) وابسته اند و بدون کمک آنها قادر به تصمیم گیری نبوده و به هیچ وجه مسئولیت پذیر نیستند. همه این ویژگی ها، زندگی کردن با این افراد را مشکل می سازد.


برچسب‌ها: ازدواج مطلوب, مهارهای زندگی


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


این مهارتها را داشته باشیم

تلاش كنيم هميشه دنبال يادگيري باشيم.

تلاش كنيــم همان گونه باشیــم كه مي گوييم.

تلاش كنيم هميشه براي اطرافيان جـذاب باشيم.

تلاش كنيـم تا راست گويي و صداقت عادت ما شود.

تلاش كنيــم براي خوب كار كردن خوب هم استراحت كنيم.

تلاش كنيم همـان گونه رفتار كنيم كه از ديگران انتظار داريم.

تلاش كنيم همان گونه رفتار كنيم كه گرفتار عذاب وجدان نشويم.

تلاش كنيم باپيدا كردن دوستان جديددوستان قديمي راهم حفظ كنيم.


برچسب‌ها: مهارتهای زندگی


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


مفهوم نوروز

پيامبر اکرم صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله وسلم:

فَنَيرزوا إنْ قَدَرتُم كُلَّ يَومٍ يَعنِي تَهادَوا وتَواصَلُوا فِي اللّه‏

اگر مى ‏توانيد هر روز را نوروز كنيد؛ يعنى در راه خدا به يكديگر هديه بدهيد و با هم پيوند داشته باشيد.

دعائم الإسلام ، ج 2، ص 326

نوروزتـــــــان مبـــــــارک


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


يك نكته از اين معني


قبل از تلاش براي اينكه همسرت را علاقه مند به خود سازي، استعداد محبوبيت را در خود افزايش بده.


برچسب‌ها: مهارتهاي زندگي


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


هديه مرد به همسرش

قال رسول الله  صلی الله علیه و آله : هِبَةُ الرَّجُلِ لِزَوْجَتِهِ یُزِیدُ فی عِفَّتِها.

پیامبرخدا  صلی الله علیه و آله  فرمودند: هدیه شوهر به همسر خود، از عوامل افزایش پاکدامنی زن است.

«من لایحضر الفقیه، ج ۴، ص ۲۸۱»


برچسب‌ها: مهارتهاي زندگي, هديه دادن


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


تحسین و احترام

یک مرد به تحسین و احترام دائم نیاز دارد؛ بخشی از این تحسین و احترام را می توان در محیط کار واز دیگران دریافت کند،اما مشتاق است که بخش عمده ی آن را از همسرش دریافت کند.


برچسب‌ها: مهارت های زندگی


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


مهارت های زندگی 8 - مخصوص آقایان

31- اگرناز کرد، نازش را به قیمت گران بخر.

32- اگر گریه کرد،خیلی دستپاچه نشو،فقط نوازشش کن.

33- اگر گفت: از دست بچه ها خسته شدم،بگو:به تو حق می دهم،توخیلی صبوری و از تو تشکر می کنم.

34- اگر اخم کرد،بگو:اخم نکن زشت می شوی.

35- اگر با تو قهرکرد، بگو:قهرت هم مثل مِهرت قشنگ است.

36- اگر از مادر و خواهرت شکایت کرد،فقط شنونده ی خوبی باش.

37- اگرگفت:من خواستگارهای زیادی داشتم،با لبخند بگو:پس من آدم خوش شانسی هستم که تو را به چنگ آوردم.

38- اگرگفت: تو زشتی، بگو:عوضش تو خوشگلی.

39- اگر باز هم گفت: تو زشتی، بگو زیبایی مرد در عقل اوست.

40- اگر گفت :طلاق میخواهم،حتما به مشاور مراجعه کنید.


برچسب‌ها: مهارت های زندگی


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


مهارتهای زندگی ۷ - مخصوص خانم ها

۳۱- لباست بوی غذا ندهد.

۳۲- زورگو نباش، سازگار باش.

۳۳- دهانت رامسواک و خوشبو کن.

۳۴- دلبری وفریبائی وطنازی پیشه کن.

۳۵- زیبائی خود را به رخ دیگران نکِــش.

۳۶- شوهــــرت را در مردم داری کمک کن.

۳۷- از درون غصه هایت، معناهای زیبا پیداکن.

۳۸- لجبـازی نکــن، که از چشم شوهرت می افتی.

۳۹- هرگز هوس بازی نکــن، ولی زیبا دوســت باش.

۴۰- درخواستهای خود را با ناز و دلبری برآورده کـن.


برچسب‌ها: مهارتهای زندگی


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


بهترین روز زندگی

عده­ای دوست در یک میهمانی شام گرد هم جمع شده بودند.. هر یک از آنها خاطراتی از گذشته تعریف می­کردند،

 یک نفر پرسید: بهترین روز عمرتان کدام روز بوده است؟

زن و شوهری گفتند: بهترین روز عمر ما روزی بوده که ما با هم آشنا شدیم.

زنی گفت: بهترین روز زندگیم روزی بود که نخستین فرزندم به دنیا آمد.

مردی گفت: روزی که از کارم اخراج شدم بهترین و بدترین روز عمرم بوده است. آن روز، باعث شد که روی پای خودم بایستم و راه تازه­ای را شروع کنم و از آن روز از هر قسمت زندگیم راضی بودم.

این گفتگو ادامه داشت تا اینکه نوبت به زنی رسید که تا آن هنگام ساکت بود. از او پرسیدند: بهترین روز عمر تو چه روزی بوده است؟

زن گفت بهترین روز زندگی من امروز است. زیرا امروز روزی است که بیش از همه روزها برایم ارزشمندتر است. من نمی­توانم دیروز را بدست بیاورم و آینده هم مال من نیست. اما امروز مال من است.. تا آن را هر طوری که می خواهم بگذرانم و از آنجا که امروز تازه است و من هم زنده هستم پس بهترین روز من است و خدا را برای این شکر می­کنم.

خوش به حال این زن. در زندگی هر کدوم از ما روزهای خوب و بدی وجود داشته است. شاید روزهایی رسیده که حتی حسرت خاطرات خوش گذشته رو خوردیم. ولی اگه به امروزمان دقت کنیم می­توانیم همان خاطرات را تکرار کنیم. می­توانیم همان خاطرات خوش در کنار کسی بودن، لحظه احساس غرور کردن و ... را دوباره تجربه کنیم. یا می­توانیم همان روزمان را به روزی که بدترین روز زندگیمان بوده، تبدیل کنیم. البته بعضی وقتها دست خود ما نیست، مثلاً یک عزیزی عمرش را از دست می­دهد و از این گونه مسائل. اما خیلی چیزها در اختیار ماست.

ما می­توانیم مثل یک نقاش تابلوی زندگی خودمان رو نقاشی کنیم.


برچسب‌ها: بهترین روز زندگی _ قدر هم را بدانیم


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


هنر ساختن

پازل دل يكي را بهم زدن هنر نيست،هر وقت توانستي با تكه هاي شكسته دل ،يك نفری با يك عشق جديد بسازي هنر كردي.


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


زنـــــــدگـی

زندگی با همه ناملایمات اش دوست داشتنی است چون هدیه ای از جانب پروردگار است ...


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


زنان و مردان/ چه حرف‌هایی را نباید به همسرتان بگویید؟

بیان اسرار گذشته و قصه خواستگارهای قبلی ممنوع یکی از راه‌های برقراری ارتباط با همسر استفاده از زبان است. بعضی اوقات زبان باعث جدایی و تفرقه و در برخی از مواقع باعث محکم شدن رابطه با همسر می‌شود. برای اینکه روابط زناشویی تداوم بیشتر و بهتری داشته باشد چه حرفهایی را باید به همسرتان نگویید؟ در ابتدا باید گفت به دلیل اینکه روحیات و عواطف زن و مرد با هم متفاوت است، حرف‌هایی که نباید گفته شود هم متفاوت است.

 ابتدا زنان را مورد بحث قرار می‌دهیم:

 زنان نباید همه خاطرات و یا اسرار گذشته خود را بازگو کنند و یا حتی در مورد تعداد خواستگارهای قبلی که موقعیت های اجتماعی و مالی بیشتری داشتند، صحبت کنند؛ زیرا مردان احساس می کنند که ضعف دارند و به شخصیت آنها توهین شده و باعث می‌شود ذهنشان نسبت به همسرانشان مغشوش شود. زنان اگر می خواهند صحبت هایی از گذشته را برای همسرانشان بازگو کنند، باید سعی کنند وارد جزئیات نشوند و بحث را نشکافند. مشکلاتی که در گذشته حتی با خانواده خود مانند برادر و یا خواهر داشتند، اگر فکر می کنند مورد خدشه دارد شدن روابط آنها با همسرشان می شود به هیچ وجه بازگو نکنند. زنان باید در موقعیت های متفاوت لحن صحبتهایشان را نیز متفاوت جلوه دهند. همچنین زنان نباید ضعف خانواده همسر را مورد ایراد قرار دهند و مثلا نگویند" تو خانواده دوست هستی و به خانواده خودت بیشتر احترام می گذاری". زیرا مردی که خانواده و همچنین پدر و مادر خود را دوست دارد؛ در نتیجه همسر خود را هم دوست خواهد داشت و به این موضوع مانند یک امتیاز نگاه کنید نه یک ضعف. معمولا در روابط خانوادگی زنان کمی اغراق می کنند و یا دست به مقایسه می زنند، زنان نباید بگویند که «خانواده من فلان امتیاز مثبت دارد و خانواده تو فاقد این امتیازها است» این کلام باعث فاصله گرفتن از همدیگر می‌شود. تحقیقات نشان می دهد زنان همزمان دو نیم کره مغزشان فعال است و تمام جزئیات و کلیات را در نظر دارند ولی آقایان فقط یک نیم کره مغزشان فعال است. بنابراین زنان باید این نکته را مدنظر قرار دهند که وقتی مطلبی را به مردان گوشزد می کنند حداقل 3تا15ثانیه زمان می برد تا همسرشان حرفهای آنها را درک کند. در نتیجه نباید همزمان چند مطلب و یا موضوع مهم را به مردان گفت؛ زیرا مردها قوه تجزیه و تجلیل شان نسبت به زنان کمتر است و این چند مطلب گویی موجب فشار و در نتیجه عصبانیت آنها می شود.

و اما مردان :مردها باید تلاش کنند جایگاه ارزشی خانواده قبلی خود و خانواده فعلی متعادل نگاه دارند به عنوان مثال نباید بگویند: "من خانواده خودم را بیشتر از خانواده تو ( همسرم) دوست دارم". دوست داشتن یک امر ذاتی است و نباید خانواده های مرد و زن را از لحاظ دوست داشتن مقایسه کرد.نمی توان به کسی گفت "مادر همسرت را به اندازه مادر خودت دوست داشته باش" اما باید احترامی که به این دو نفر می شود متعادل و یکسان باشد. زنان معمولا از تعریف و تمجید خوششان می آید در صورتی که مردان معمولا به کمیت بیشتر از کیفیت توجه می کنند. مثلا موقع غذا خوردن مردها غذایی را دوست دارند که با ولع بتوان آن را خورد در این هنگام زنان فکر می کنند غذا بسیار لذیذ شده که همسرشان با ولع در حال خوردن است. وقتی از آنها می پرسند: غذا خوشمزه شده است، نباید اگر غذا هم لذید نبود نظر منفی بدهند زیرا باعث تخریب همسرشان می شود. در مدیریت خانواده مردان نباید دنبال این باشند که فقط نظرات خود را اعمال کنند. در مورد جزئیات داخلی خانواده و معاشرت، تربیت و یا حتی دکوراسیون خانه نظر زنان بیشتر ارجحیت دارد. سلیقه خانم ها معمولا در این مواقع با آقایون متفاوت است، زیرا خانم ها اگر کوچکترین ناهارمونی در رنگها و ابعاد وسایل خانه به وجود بیاید موجب آزارشان می شود اما مردها این ویژگی را ندارند. بنابراین بهتر است مردان در نوع چینش وسایل خانه و دکوراسیون نظر همسرشان را در اولویت قرار دهند.


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


مهارتهای زندگی ۶ - مخصوص آقایان

۲۱- دلش را نشکـن.

۲۲- مسخــره اش نکن.

۲۳- حسادت او را باتحقیر بر نیانگیز.

۲۴- اگر گفت:توخیلی بدی،بگو:عوضش توخیلی خوبی.

۲۵- انگشتان ظریف و صدای نازکش میگوید:بامن ستیزه مکن.

۲۶- دل آرامی که داری دل براوبند/دگرچشم ازهمه عالم فروبند.

۲۷- هروقت به تــوشک کرد،باصداقــت ومهربانی مطمئنش کـن.

۲۸- اگرگفت:توی این خونه دلم گرفته،بگو:دراولین فرصت روی دوشم سوارت میکنم و توآسمانهامیگردونمت.

۲۹- اگرگفـت:من بدبختم که باتوازدواج کردم،بگو:درعوض من خیلی خوشبختم که باتوازدواج کردم.

۳۰- اگرگفــت:تو مرادوسـت نداری،بلافاصله به اوبگــو:به اندازۀ دنیادوستت دارم.

ادامه دارد...


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


مهارت های زندگی ۵ - مخصوص خانمها

۲۱- اگرعصبانـی شــد ، بگـو: مـرا ببخـش.

۲۲- زیبــائـــی او را در عقـــل او جستجـو کن.

۲۳- لحظه به لحظه از خدا کمک بگیــر و شاکربـاش.

۲۴- لبخند قشنگت رادرهیچ شرایطی بااخم معاوضه نکــن.

۲۵- اگرشوهرت به توگفت:تورادوست ندارم،بگـو:عوضــش من به تو افتخار میکنم.

۲۶- اگر گفت:حوصله ی تو را ندارم،به ایشــان بگو :من هم غیر از تو کسی را ندارم.

۲۷- وقتــی غذا راروی سفــــــــره میگذاری،بگو:امیدوارم این غذارادوست داشته باشید.

۲۸- اگرگفت:ازخانواده ات خوشـــــم نمی آید،بگو:درعوض من خانواده ی تورادوست دارم.

۲۹-  اگرگفت:کسی غیراز من باتو ازدواج نمیکرد،بگو:پس خیلی ازتو بایدممنـــــــــون باشم.

۳۰-وقتی همسرت واردخانه میشود،به پیشوازش برو ودستش رابگیـــــــــــرو روی صورتت بگذار.

ادامه دارد...


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


معیار انتخاب

امیرالمومنین علیه السلام فرمودند:

هر یک از شما که تصمیم گرفت ازدواج کند؛ دو رکعت نماز بخواند و بگوید: خدایا به من همسری عطا کن، که هر گاه یاد خدا نمودم مرا یاری کند و اگر خدا را فراموش کردم به من یادآوری نماید.

بحارالانوار/جلد ۱۰۳ / صفحه ۲۶۸


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


مهارتهای زندگی ۴- مخصوص آقایان

۱۱- زیر دست او مباش.

۱۲- سر به سرش نگــــذار.

۱۳- قبل از انتقاد از او تعریف کن.

۱۴- اظهار همدردی او را آرام میکند.

۱۵- با بحث و  جدل او را خسته  نکن.

۱۶-اگر آزارش دهی ، از تو متنفر میشود.

۱۷- نیش همسر نوش است ،ناراحت نشو.

۱۸- اقتدار و صلابت را جایگزین  خشونت کن.

۱۹- اگر احترامش کنی به زندگی امیدوار میشود.

۲۰- از  آشپزی  و  دست پخت  همسرت تعریف کن.

ادامه دارد...


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


مهارتهای زندگی ۳ - مخصوص خانها

۱۱- سختی کار شوهرت را درک کن.

۱۲- هیچ وقت به او نگو:تو بی عرضه ای.

۱۳- اگر آشپزی را خوب نمیدانی ، حتما یاد بگیر.

۱۴- هیچگاه بـدون آرایـش مقــابل همسـرت منشین.

۱۵- احساسات زیبایت را با اندیشه ای متین همراه کن.

۱۶- پناهگاه شوهرت باش تا فقــــــط به تو پنــاهنده شود.

۱۷-قبل ازهمســـرت چشم برهم نگذاری وپیش ازاو بیدارشـو.

۱۸- مــــــوی تــو یکــی از دو زیبــائی توسـت،از آن مراقبـــت کن.

۱۹- لباسهایش راقبلا اطوکن تاهروقت خواست بدون معطلی تعویض کند.

۲۰- زیبــــایی باســـادگی وبی آلایشـــی برای تو آرام بخــش تر  خواهـدبـود.

ادامه دارد...


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


کلام نور

امام باقر علیه السلام فرمودند:

برای مرد هیچ چیزی بهتر از زن صالح نیست که هر گاه شوهرش او را ببیند مسرور گردد.

بحار الانوار/جلد۱۰۳/صفحه ۷۱۲


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


مهارت های زندگی ۲- مخصوص آقایان

این پست مخصوص آقایان

+++++++++

۱- به همسرت بگو:دوستت دارم.

۲- زیبایی او را ستایـــــــــش کــن.

۳- کاری کن که به تـــو ایمان بیاورد.

۴- همســــرت را ماننــد خـودت نخواه.

۵- تو باید تکیـه گاه خوبی برای او باشی.

۶- همسر تو کریستال است ! موظب او باش.

۷- او گل خوشبوی بهاری است، پژمرده اش نکن.

۸- واژه ی دوست داشتن را فقط برای او هزینه کن.

۹-از عشقــت برای او هزینـــه کن ، نه فقط از ثروتـت.

۱۰- کارهائیکه از توان همسرت خارج است،به او واگذار مکن.

ادامه دارد...


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


مهارت های زندگی ۱- مخصوص خانمها

با استعانت از حضرت احدیت جل وعلا مطالبی در خصوص مهارت های زندگی تقدیم میشود.به امید آنکه در جامعه ی ما ، پایه های زندگی بر اساس آموزه های دینی مستحکم و لذت بهره مندی از آن مضاعف گردد.


 

بنام آن بزرگ پروردگاری که آفرید از جنس خودتان زوج هایی(همسران)، تا با وجود آنان آرامش پیدا کنید ؛ و بنام آن رب العالمینی که قرار داد در بین شما دوستی و مهرورزی را، بدرستیکه در این نشانه هائی است برای گروهی که اندیشه کنند.(سوره مبارکه روم-آیه21)

این پست مخصوص خانم ها

۱- قناعت پیشه باش.

۲- به شوهرت افتخار کن.

۳- اقتدار و غـرور او را نشکن.

۴- ناز کن ، ولی متکبّJر نباش.

۵- کسـی را با او مقایســه مکن.

۶- تمکین کن تا سَــرور او باشـی.

۷- بدنت هیچگــاه بوی عرق ندهــد.

۸- قبل از رانندگی ، سازندگی بیامـوز.

۹- موقع آشپزی از پیش بند استفاده کن.

۱۰- گاهـی برای مادر شوهرت هدیه بخــر.

ادامه دارد...


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


وظایف مردان - بخش ششم

ايراد و بهانه‏جويی

بعضی از مردها ايرادگير و بهانه‏جو هستند.در خانه مرتبا ايرادميگيرند و در مقابل هر امركوچكی نق نق ميكنند،چرا فلان چيز را آنجاگذاشته‏ايد؟چرا فلان چيز سر جايش نيست؟چرا جامه اينجا افتاده؟چرااينجا كثيف است؟چرا ناهار دير حاضر شد؟چرا غذا شور است؟چرافلان غذا را تهيه نكرديد؟چرا امروز سبزی خوردن سر سفره نيست؟چراآب حوض كثيف است؟اگر گلدان را آنجا گذاشته بوديد بهتر بود.و صدها از اين قبيل‏ايرادهای كوچك و جزئی.بعضی از مردها آنقدر در اين باره سختگيری‏بعمل ميآورند كه راحتی خودشان و خانواده‏شان را فدای آن ميسازند بلكه‏گاهی حاضر ميشوند اساس پيمان مقدس زناشويی را بخاطر آن متزلزل‏سازند.

البته ما منكر اين موضوع نيستيم كه مرد حق دارد در امور منزل‏دخالت و امر و نهی كند،ودر بخش اول به خانمها توصيه شد كه‏بدين حق اعتراف نمايند و در مقابل دخالتهای مرد سر سختی نشان ندهند،ليكن مرد كه مدير و سرپرست‏خانواده است‏بايد جانب احتياط وعقل وتدبير را هيچگاه از دست ندهد.اگر خواست در امور منزل دخالت نمايد بايد عاقلانه وبطور صحيح انجام گيرد تا مؤثر واقع شود.

چون مرد آنقدر فرصت ندارد كه در تمام امور منزل دخالت كند واصولا در اين جهت تخصص ندارد صلاح است كه امور خانه‏داری را دراختيار همسرش قرار بدهد و در اين باره به وی آزادی بدهد كه بر طبق ذوق‏و سليقه خويش خانه را اداره كند.و اگر در اين باره نظرهای خاصی دارد،به عنوان مشورت و صلاح‏انديشی،نه به عنوان زور و تحكم،آنها را به‏همسرش تذكر دهد و از وی بخواهد كه نظر و سليقه او را نيز رعايت كند.

وقتی زن از سليقه شوهرش اطلاع يافت اگر عاقل و خردمند باشد و به‏خانه و زندگی علاقه داشته باشد سعی خواهد كرد كه اسباب رضايت او رافراهم سازد.و اگر بعضی از امور منزل رابر وفق سليقه خويش نيافت‏ميتواند با نرمی و ملايمت و زبان خوش همسرش را متذكر سازد.

در اينصورت موقعيت و احترام مرد محفوظ ميماند و پيشنهاداتش تاحدودی مورد قبول واقع خواهد شد.زيرا اكثر بانوان خانه‏دار حاضرنددخالتهای مرد را در صورتيكه گاه گاه وبطور استثناء باشد بپذيرند.ليكن‏اگر به صورت ايراد و بهانه‏جوئی و نق نق‏های دائمی در آمدنه تنها تاثيرنخواهد داشت‏بلكه ممكن است نتيجه معكوس بدهد.زيرا خانم كم كم با ايرادهای پی در پی عادت ميكند و آنها را يك‏امر عادی محسوب ميدارد.

در اينصورت شخصيت‏شوهر در نظرش كوچك شده به حرفهايش‏بی‏اعتنا خواهد شد.حتی به ايرادهای بجا و بسيار مهم او هم اعتنا نخواهدكرد.پيش خود فكر ميكند كه من هر كاربكنم بالاخره مورد ايراد و غر و غرواقع خواهم شد.پس چه لزومی دارد كه برای جلب رضايت او زحمت‏بكشم؟او كه ايراد ميگيرد بگذار بيشتر بگيرد.رفته رفته از خانه‏داری وشوهرداری دلسرد ميگردد.ممكن است‏به قصد انتقام و مقابله به مثل،به‏ايراد و بهانه‏جويی متوسل شود.

در اينصورت محيط خانه كه بايد كانون انس و استراحت‏باشد به‏صورت ميدان نبرد وكشمكشهای دائمی تبديل خواهد شد.ممكن است ازايراد و نق نق‏های دائم طوری بستوه آيدكه طلاق و جدايی را ترجيح دهد وكانون مقدس زناشويی را از هم بپاشد.زن هر چه هم عاقل و بردبار باشدبالاخره از ايراد و تحقيرهای پی در پی خسته خواهد شد.

مرد نبايد از اين نكته غفلت كند كه تنظيم امور منزل و اداره خانه درتخصص زن و از وظائف او ميباشد.نبايد اين حق را از او سلب كرد و اورا به صورت يك آلت‏بی‏اراده تبديل ساخت.بلكه بايد به وی آزادی داد تاذوق و سليقه خويش را بكار بندد و با شوق و دلگرمی خانه‏داری كند.

صلاح نيست كه مرد در اين باره سختگيری و بهانه‏جويی كند.زيرا انس ومودت و صفا وصميميت‏خانوادگی بر همه چيز تقدم دارد.


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


وظایف بانوان - بخش ششم

توقعــــــات بيجـــــــا

امكانات مالی و درآمد همه افراد يكسان نيست.همه نميتوانند دريك سطح زندگی كنند.هرخانواده‏ای بايد حساب دخل و خرج خودشان‏را بكنند و بر طبق درآمدشان خرج كنند.انسان همه طورميتواند زندگی‏كند. عاقلانه نيست كه برای تهيه امور غير ضروری دست‏به قرض ونسيه‏بزند.

خانم محترم،

 تو كدبانوی خانه هستی،عاقل و فهميده باش،حساب‏خرج و دخلتان را بكن.ببين چطور ميتوانيد خرج كنيد كه آبرويتان محفوظ بماند و هميشه پولدار باشيد،عاقبت‏انديش باش،چشم و هم چشميهای‏بيجا را كنار بگذار،اگر فلان مد لباس را در تن خانمی ديدی و وضع‏اقتصادی شما اقتضای خريد آنرا ندارد،شوهرت را به تهيه آن وادار نكن،اگر چيز لوكس و قشنگی را در منزل همسايه مشاهده نمودی به شوهرت‏اصرار نكن كه بايدآنرا تهيه كنی،اگر فلان دوست‏يا خويش و قوم شماخانه‏اش را با فرشهای زيبا و گرانقيمت واسباب لوكس زينت كرده لازم‏نيست‏خودتان را بسختی بيندازيد تا از او تقليد كنيد،تو كه ميدانی وضع‏اقتصادی و در آمد شما ايجاب نميكند چرا شوهرت را به وام گرفتن ونسيه‏گرفتن و قسطی خريدن و كارهای غير مشروع وادار ميكنی؟

آيا عقلائی است كه برای رقابت‏با ديگران وام بگيريد وفلان جنس غير ضروری ولوكس را بخريد و در خانه بگذاريد،آيا صلاح‏است كه زندگی خودتان را بر وام گرفتن و نسيه كردن و قسطی خريدن‏پايه‏گذاری كنيد و يك سری اشياء غير ضروری را در خانه جمع‏آوری‏نمائيد.

آيا بهتر نيست قدری صبر كنيد تا اوضاع مالی شما بهتر شود؟هرماه مقداری از درآمدتان راپس‏انداز كنيد،وقتی وضع اقتصادی شما خوب‏شد و توانستيد جنس مورد نظرتان را تهيه نمائيد با پول نقد آنرا خريداری‏كنيد.

بيشتر اين رقابتها و ولخرجيها از خانمهای خودخواه‏سرچشمه ميگيرد.با ديدن يك چيز لوكس فورا ب هوس افتاده و سر به جان‏شوهر بيچاره گرفته كه بايد آنرا تهيه كنی.به قدری نق نق و پافشاری نموده‏كه ناچار ميشود وام بگيرد يا قسطی بخرد و خودش را بيچاره كند وهميشه‏قرضدار باشد.

گاهی ناچار ميشود زندگی زناشويی را بر هم بزند و زن‏خودخواهش را طلاق بدهد تا از شرتقاضاهای بيجا و سرزنشها وزخم زبانهای او خلاص و از اين زندگی پر ازايراد وبهانه نجات پيدا كند.

بعضی از خانمها زناشويی را يك نوع برده‏گيری تصور نموده‏اند.بدين منظور شوهركرده‏اند كه به خواسته‏ها وهوسهای كودكانه خويش جامه عمل بپوشند.

شوهری را ميخواهند كه مانند يك نوكر بی‏اجر و مزد بلكه يك اسيربرايشان زحمت‏بكشد وحاصل دسترنج‏خويش را دو دستی تقديم خانم كند تا در راه بلند پروازيها و هوسهای خام خويش به مصرف برساند.

كاش باين مقدار قناعت ميكردند و توقعات بيش از حد نداشتند.

گاهی توقعاتشان به قدری زياد است كه مجموع درآمد شوهر كفايت‏نميكند،اصولا كاری بادرآمد شوهر ندارند،چيزی را كه هوس كردندحتما بايد تهيه شود،هر چه بشود بشود،گر چه شوهر ورشكست‏شود يادست‏بكارهای غير مشروع بزند،خانم خواسته و بايد تهيه شود.

يكی از عوامل بزرگ ورشكست مردها همين توقعات بيجای‏خانمها و چشم و هم چشميهاست،سرزنشها و نق نق‏های زن است كه مردرا به كارهای غير مشروع وادار ميكند،اينگونه زنهای ازخود راضی وخودخواه ننگ بانوان بشمار ميروند.گيرم با اين توقعات و ايرادها طلاق‏گرفتی آنوقت كارت اصلاح ميشود؟نه،مطمئن باش هرگز به آرزوهايت‏نخواهی رسيد،ميروی در خانه سربار پدر و مادرت خواهی شد و تا آخرعمر بايد از نعمت انس و محبت و بچه‏داری محروم شوی،خيال ميكنی‏مردها برای خواستگاری تو صف كشيده‏اند،نه،چنين نيست،زنهائيكه‏طلاق ميگيرند كمتر شانس ازدواج دارند،بر فرض اينكه شوهر ديگری‏پيدا كردی ازكجا كه بهتر از شوهر اول‏باشد؟

آيا بهتر نيست عاقبت‏انديش باشی؟حساب دخل و خرجتان رابكنيد و به مقدار درآمدتان خرج كنيد؟مگر خوشی و آسايش فقط با كفش‏و لباس و تلويزيون و يخچال فراهم ميشود؟به جای اين بلند پروازيها وهوسهای خام به زندگی و خانه‏داری و شوهرداری بكوش.با اظهار مهرومحبت محيط خانه را با صفا و نورانی كن.با زندگی ديگران كاری نداشته‏باش.بر طبق درآمدتان خرج كنيد.و از نعمت انس و محبت لذت ببر،با شوهر و فرزندانت‏بگوييد و بخنديد،در مخارج روزانه صرفه‏جويی كن،تااوضاع مالی شما بهتر شود و زندگی آبرومندی پيدا كنيد،شايد در آينده‏بتوانی به خواسته‏های خودت برسی،حتی اگر شوهرت ولخرج است وبيش ازتوانايی خويش خرج ميكند جلوش را بگير،نگذار برای خريداشياء غير ضروری وام بگيرد ياقسطی بخرد،زندگی شما مشترك است،هر چه او داشته باشد در واقع مال شما است،نترس!نه ثروتش را بديگری‏ميدهد نه در خانه ديگری صرف ميكند،به جای خريد اشياء تجملی وغيرلازم وسائل ضروری منزل را تهيه كنيد،برای حوادث و پيش‏آمدها كه‏خواه ناخواه برای همه كس اتفاق ميافتد پس‏انداز داشته باشيد.

پيغمبر اكرم صلی الله عليه و آله فرمود:«هر زنيكه با شوهرش‏سازگار نباشد و او را برچيزهائيكه فوق توانايی اوست وادار كند اعمالش‏مورد قبول خدا واقع نميشود و در قيامتمورد غضب پروردگار جهان قرارميگيرد (بحار ج 103 ص 244).

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:هر زنيكه با شوهرش‏ناسازگاری كند و به آنچه از جانب خدا رسيده قناعت ننمايد و بر شوهرش‏سختگيری كند و بيش از حد توانايی خواهش كنداعمالش قبول نميشود وخدا بر او خشمناك خواهد بود (بحار ج 76 ص 367) .

پيغمبر اسلام فرمود:«بعد از ايمان به خدا نعمتی بالاتر از همسرموافق و سازگار نيست (مستدرك ج 2 ص 532. ).


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


وظائف مردان - بخش پنجم

درد دلهای بيفايده

دشواريها و مشكلات زندگی زياد است.كسی نيست كه اوضاع‏دهر بر وفق مرادش بچرخد .به طوريكه صد در صد راضی بوده اصلا درد دلی‏نداشته باشد.ليكن بعض نفوس به قدری ظرفيت و صبر و حوصله دارند كه مشكلات را تحمل نمايند و در دفتر خاطرات بايگانی سازند و جز درمواقع ضروری از آنها دم نزنند.با سعی و جديت‏برای مشكلات قابل علاج‏چاره‏جويی ميكنند ليكن از آه و ناله و شكايت و درد دل كه ثمری ندارد و ازعلائم ضعف نفس بشمار ميرود جدا خودداری مينمايند.پيش خود فكرميكنند كه بازگو كردن گرفتاريهادرديرا دوا نميكند پس چرا محفل انس‏دوستان را به وسيله آن برهم زنيم و عيششان را ناقص سازيم.

اما گروهی ديگر،آنقدر ظرفيت و قدرت نفسانی ندارند كه مطلبی‏را در دل نگه دارند.

به شكايت و آه و ناله عادت كرده‏اند.به هر كس برخورد نمودند بامناسبت‏يا بی‏مناسبت درددل را شروع ميكنند.در انجمن دوستان كه محل‏انس و تفريح است عنان سخن را در دست گرفته به شرح گرفتاريهای‏خويشتن و كج رفتاری‏های چرخ و فلك مشغول ميگردند،گويا ازجانب‏شيطان ماموريت دارند كه محافل انس و خوشی را برهم بزنند و اهل‏مجلس را بيادگرفتاريهای خودشان بيندازند.بدين جهت اكثر دوستان ازمجالست اينگونه افراد گريزانند و تا بتوانند فرار ميكنند.امابدبخت و بيچاره زن و فرزندشان كه راه فرار ندارند.وقتی به منزل واردشدند ميخواهند تلافی ديگران را كه حاضر نبودند به شكايتها و درددلهای‏ايشان گوش دهند از دل خانواده خودشان در بياورند.و در اين باره حتی ازكوچكترين موضوعات چشم‏پوشی نخواهند كرد.

گاهی از گرانی اجناس شكايت ميكنند.گاهی از وضع بد تاكسيهايا اضافه سوار كردن اتوبوسها شكوه مينمايند.گاهی ازبدرفتاريهای دوستان يا كارشكني ها و رقابت های همكاران يا ايرادها و سختگيريهای رئيس ناله ميكنند.گاهی از وضع كسب و كار يا بدحسابی‏مردم و برگشت چك و سفته داد و فرياد مينمايند.گاهی از بيماريها و عدم‏رسيدگی دكترها و گرانی حق ويزيتها شكايت ميكنند.اينگونه افراد چون‏چشم خوشبينی ندارند و ازجهان جز بدی نمی‏جويند،از كوچكترين‏حوادث ناگوار متاثر شده آه و ناله را سر ميدهند.وبدينوسيله عيش‏خانواده را ناقص ميسازند.آن بيچاره‏ها هم راه فرار ندارند،بايد بسوزندوبسازند.

آقــــــای محتــــــرم!

اين شكايتها و آه و ناله‏ها جز ايجاد ناراحتی چه ثمری‏دارند و چه درديرا دواميكنند؟چرا برای يك عادت زشت و بی‏ثمر اسباب‏ناراحتی خانواده‏ات را فراهم ميسازی؟همسر تو از صبح تا شب در خانه‏زحمت كشيده با دهها مشكل برخورد نموده از كثرت كارهای خانه و سر وصدای بچه‏ها اعصابش خسته شده است.

فرزندانت نيز از مدرسه يا كارگاه با تن خسته و اعصاب پژمرده به‏منزل آمده‏اند.همه انتظاردارند تو به منزل بيايی و با سخنان گرم و گفتاردلپذيرت اعصاب خسته آنها را آرامش دهی.آياانصاف است كه به عوض‏دلجويی،درد دل و شكايت‏برايشان تحفه بياری؟چرا آسايشگاه منزل وكانون انس و محبت را به صورت جهنم سوزانی تبديل ميسازی كه از هرگوشه‏اش آه و ناله بلند است؟اگر هزينه زندگی بالا رفته و مردم بدرفتاری‏ميكنند و وضع عبور و مرور مشكل شده تقصير زن و بچه‏ات چيست؟اگروضع كسبت‏خوب نيست و مردم بد حساب شده‏اند آنهاچه كنند؟

با اين عادت زيانبخش كه كوچكترين اثری در حل مشكلات نداردخانواده‏ات را از خانه وزندگی و ديدارت بيزار ميگردانی.غذاييكه با اين آه و ناله‏ها صرف شود از زهر مار هم تلخ‏ترخواهد بود.نتيجه اين عمل‏بخوبی روشن است. زيرا زن و فرزندت تا بتوانند از محيط خانه فرار ميكنند تا از شر آه‏و ناله‏های دائمی تو نجات يابند و ای بسا ممكن است در دامهای‏رنگارنگ فساد گرفتار شوند.بعلاوه همواره درمعرض بيماريها مخصوصابيماريهای اعصاب خواهند بود.

آيا بهتر نيست كه بردبار و متين و بزرگ نفس و عاقل باشی؟وقتی‏خواستی به منزل بروی گرفتاريهای روزگار را بطور موقت هم كه شده‏بدست فراموشی بسپاری و در دل خويش به حوادث روزگار بخندی وماداميكه در خانه هستی لب به شكايت و درد دل نگشايی؟و غمی بردل‏خانواده‏ات نگذاری؟بگوييد و بخنديد و با خوشی و لذت غذا تناول كنيد ودر آن كانون انس و محبت استراحت و تجديد نيرو كنيد تا برای كار وكوشش آماده گرديد؟

اسلام نيز بردباری و خودداری از آه و ناله و شكايت را يكی ازاخلاق خوب شمرده برايش پاداش تعيين كرده است.

حضرت علی (ع) فرمود:وقتی كار بر مسلمان دشوار شد شكايت‏خدا را نزد مردم نبرد بلكه به خداييكه كليد همه مشكلات در دست اوست‏شكايت كند. (بحار ج 72 ص 326 )

حضرت علی (ع) فرمود:در تورات چنين نوشته است:هر كس ازمصيبتی كه بر او وارد شده شكايت كند در واقع از خدا شكايت نموده‏است. (بحار ج 72 ص 196 )

پيغمبر اسلام (ص) فرمود:هر كس مصيبتی را كه در مال يا بدنش‏وارد شده كتمان كند و نزدمردم شكايت نكند بر خدا لازم است گناهانش‏را بيامرزد. (مجمع الزوائد ج 3 ص 331 )


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


وظایف بانوان - بخش پنجم

خوش اخــــــــلاق باش

كسيكه خوش اخلاق باشد،با مردم خوشرفتاری كند،با لب خندان‏سخن بگويد،در مقابل حوادث و مشكلات بردبار باشد،محبوب همه است،دوستانش زيادند،همه دوست دارند با اومعاشرت و رفت و آمد كنند،عزيزو محترم است،به ضعف اعصاب و بيماريهای روانی مبتلانميشود،برمشكلات و دشواريهای زندگی پيروز ميگردد،از زندگی لذت ميبرد،و برمعاشرانش خوش ميگذرد.

امام صادق عليه السلام فرمود:«هيچ زندگانی گواراتر از خوش‏اخلاقی نيست.» (بحار ج 71 ص 389)

اما كسيكه بد اخلاق باشد،با صورت درهم كشيده با مردم ملاقات‏كند،در مقابل حوادث وناملايمات داد و فريادش بلند شود،بيخود داد وقال راه بيندازد،تند خو و بد زبان باشد زندگی تلخ و ناگواری خواهدداشت،خودش هميشه ناراحت و معاشرينش در عذابند،مردم از او متنفرواز معاشرتش گريزانند،آب خوش از گلوی خودش و معاشرانش پائين‏نميرود،خواب و خوراك درستی ندارد.برای انواع بيماريها مخصوصاضعف اعصاب كاملا آمادگی دارد،هميشه اوقاتش تلخ و آه و ناله‏اش بلند است،دوستانش كم‏اند،محبوب كسی نيست.

پيغمبر بزرگواراسلام صلی الله عليه و آله فرمودند:«آدم بد اخلاق نفس خودش‏را در رنج و عذاب دائم قرار ميدهد.» (بحار جلد 73 ص 298)

خوش اخلاقی برای همه لازم است مخصوصا برای زن و شوهرضرورت دارد،زيرا هميشه با هم هستند و ناچارند با هم زندگی كنند.

خانــــــم محتـــــرم،

اگر ميخواهی به خودت و شوهر و بچه‏هايت‏خوش‏بگذرد اخلاقت را اصلاح كن،هميشه شاد و خندان باش،اوقات تلخی ودعوا نكن،خوش برخورد و شيرين زبان باش،بااخلاق خوش ميتوانی‏خانه‏ات را بصورت بهشت‏برين درآوری،حيف نيست‏با بداخلاقی آنرابه‏صورت جهنم سوزانی تبديل كنی و خودت و شوهر و فرزندانت در آن‏معذب باشيد؟توميتوانی فرشته رحمت‏باشی،محيط خانه را با صفا ونورانی گردانی،چرا آنرا به صورت زندان تاريكی در ميآوری؟لب خندان وشيرين زبانی تو دل شوهر و فرزندانت را غرق سرور وشادمانی ميگرداند،غم و اندوه را از دلشان بر طرف ميسازد.آيا ميدانی:بامداد كه فرزندانت‏به‏مدرسه يا سر كار ميروند اگر با تبسم و گرمی از آنها بدرقه كنی چه تاثيرنيكوئی درروح و اعصابشان خواهی گذاشت.

اگر به زندگی و شوهرت علاقه داری بد اخلاقی نكن،زيرا اخلاق‏خوب بهترين پشتوانه پيمان زناشويی است.

اكثر طلاقها در اثر بد رفتاری زن و شوهر و عدم توافق اخلاقی پيداميشود.آمار طلاقها اين مطلب را تاييد ميكند.عدم توافق اخلاقی نخستين‏علت‏بروز اختلافات خانوادگی است.  

خانم محترم،با خوش اخلاقی عشق و محبت‏شوهرت را جلب كن‏تا به زندگی و خانواده علاقه‏مند شود،با شوق و ذوق كار كند و اسباب رفاه‏شما را فراهم سازد،اگر خوش اخلاقی كردی دنبال شب نشينی و عياشی‏نمی‏رود و زودتر به خانه ميآيد.

زنی به دادگاه شكايت كرد كه:«شوهرم هميشه ناهار و شام‏را بيرون خانه ميخورد.

شوهر جواب داد:علت اينست كه زنم اصلا سازگاری ندارد وبد اخلاق‏ترين زن دنياست.

زن ناگهان خيز برداشت و در حضور اعضای دادگاه شوهرش راكتك زد.

اين خانم نادان خيال ميكرد با شكايت و فحش و كتك ميتوان‏شوهر را به خانه جلب كرد،درصورتی كه يك راه عقلی و ساده داشت وآن خوشرفتاری و خوش اخلاقی بود.

اكثر مشكلات زناشويی را با هوشياری و اخلاق خوش ميتوان حل‏كرد.اگر شوهرت كم محبت است،اگر به خانه و زندگی علاقه ندارد،اگردنبال عياشی ميرود،اگر دير به خانه ميآيد،اگر شام و ناهار را بيرون صرف‏ميكند،اگر بد رفتاری ميكند،اگر تندخويی و دعوا ميكند،اگرثروتش رابباد ميدهد،اگر دم از طلاق و جدايی ميزند همه اينها و صدها مانند اينها رابوسيله خوشرفتاری و اخلاق خوش ميتوان حل كرد.تو اخلاق و رفتارت‏را عوض كن و نتيجه اعجازآميز اخلاق خوب را تماشا كن.

امام صادق عليه السلام فرمود:«خدا به آدم خوش اخلاق ثواب‏جهاد ميدهد،صبح و شب برايش ثواب نازل ميشود. (بحار ج 71 ص 377).

حضرت صادق عليه السلام فرمود:هر زنيكه شوهرش را اذيت كندو اندوهگينش سازد  ازرحمت‏خدا دور است.و هر زنيكه به شوهرش‏احترام بگذارد و آزارش نرساند و فرمانبردارش باشد خوشبخت ورستگار است‏». (بحار ج 103 ص 253)

به رسول خدا صلی الله عليه و آله عرض شد:«فلان شخص زن خوبی است.روزها روزه دارد وشبها عبادت ميكند.ليكن بد اخلاق است‏همسايگانش را آزار ميرساند».

فرمود:«هيچ خير و خوبی ندارد.و از اهل دوزخ ميباشد (بحار ج 103 ص 253 )».


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


تاثيراستفاده مثبت ازکلمات درزندگي

كلمات،عقايد شكل گرفته وافكاربيان شده هستند. به عبارت ساده آنچه مي گويي فكري است كه بيان مي شود. كلمه ها و انديشه ها داراي امواجي نيرومند هستند كه به زندگي و امورمان شكل ميدهند.

همه ما مي توانيم استفاده از كلمه ها و اصطلاح هاي مثبت را در سطح جامعه گسترش داده و انرژي مثبت را بين همه پخش كنيم.

امروزه ثابت شده كه كلمات منفي نيروي منفي به سمت شخص مي فرستد و اورا به سمت منفي و بيماري سوق مي دهد! به طورمثال وقتي به ما مي گويند " خسته نباشي" دراصل خستگي را به ياد ما مي آورند و ناخودآگاه احساس خستگي مي كنيم. باخودتان امتحان كنيد! امااگر به جاي آن از يك عبارت انرژي زا استفاده شود نيروي مثبت و سازنده اي را به افراد هديه مي دهيم.

به جاي:

پدرم درآمد   بگوييم خيلي راحت نبود

خسته نباشيد   بگوييم خداقوت

دستت درد نكنه   بگوييم ممنون از محبتت

دروغ نگو   بگوييم راست ميگي؟ راستي؟

گرفتارم   بگوييم درفرصت مناسب باشما خواهم بود

خدا بد نده   بگوييم خدا سلامتي بده

قابل نداره   بگوييم هديه براي شما

شكست خورده   بگوييم باتجربه

مگه مشكل داري؟   بگوييم مگه مسئله اي داري؟

فقيرهستم   بگوييم ثروت كمي دارم

بد نيستم   بگوييم خوب هستم

به درد من نمي خورد   بگوييم مناسب من نيست

مشكل دارم   بگوييم مسئله دارم

جانم به لبم رسيد   بگوييم چندان هم راحت نبود

فراموش نكني   بگوييم يادت باشه

داد نزن   بگوييم آرام باش

مريض وغمگين نيستم   بگوييم من سالم و با نشاط هستم

غم آخرت باشد   بگوييم شما را در شادي ها ببينم

ببخشيد مزاحمتون شدم   بگوييم از اينكه وقت دراختيار من گذاشتيد متشكرم

وقتي بعد ازمدتي همديگررا مي بينيم، به جاي توجه كردن به نقاط ضعف همديگر و نام بردن از آنها عبارات ديگري كه نه تنها بيانگر نقاط ضعف طرف مقابل نيست بلكه نوعي اعتماد به نفس را به مخاطبمان القاء مي كند را بکار ميبريم البته مي توان درباره ي موضوعات مشترك، با محوريت مثبت باهم صحبت كنيم.


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


وظائف مردان - بخش چهارم

خــوش اخــــــــلاق باش

دنيا در مسير معين و بر طبق نقشه منظمی می‏چرخد.حوادث‏روزگار با نظم و ترتيب مرموز يكی پس از ديگری خودنمايی ميكند.وجودناچيز ما در اين جهان پهناور به منزله ذره كوچكی است كه هر لحظه به‏سويی حركت و با ذرات ديگر در تصادم است.اداره جهان دست ما نيست و حوادث گيتی بر طبق ميل ما واقع نمی‏شوند.بامداد كه از منزل خارج‏ميشويد تا دوباره برگرديد ممكن است‏با دهها ناملايم - كوچك يا بزرگ - برخورد نماييد.و در ميدان زندگی وصحنه كسب و كار،كه به ميدان نبردبی‏شباهت نيست،با مشكلات فراوانی مواجه شويد. ممكن است از وجود ناملايمات چنان خشمگين و ناراحت‏شويدكه مانند بمب آتشزا هرلحظه در معرض انفجار باشيد.به چرخ گردون ومردم متجاوز كه زورتان نمی‏رسد،اما وقتی به خانه وارد ميشويد ميخواهيدقدرت نمايی كنيد و انتقام چرخ و فلك و مردم كج رفتار را از زن و فرزندبيگناهتان گرفته بدينوسيله دق دلی خالی كنيد.

گويا عزرائيل وارد خانه شده است.بچه‏ها مانند موش فرار ميكنند،خدا نكند كوچكترين بهانه‏ای بدستش بيفتند.غذا شور يا بی‏نمك باشد،چای آماده و حاضر نباشد،يكی از بچه‏هاسر و صدا كند،وضع منزل نامرتب‏باشد،حرف ناپسندی از دهان همسرش بيرون بيايد،وامصيبتا آقا همانندبمبی منفجر خواهد شد.به سر اين داد ميزند،به آن يكی دشنام ميدهد،آن‏يكی را ميزند،با اين اوقات تلخی ميكند.بدينوسيله محيط با صفای خانه راكه به منظوراستراحت‏بدانجا پناه آورده بود به صورت جهنم سوزانی تبديل خواهد ساخت.در آن دوزخ خود ساخته،هم خودش خواهد سوخت‏ هم زن و فرزند بيگناهش.اگر بچه‏ها بتوانند از آن محيط رعب و وحشت‏فرار نموده در كوچه و خيابان سرگردان ميشوند.و الا خدا خدا ميكنندكه‏مالك دوزخ زودتر از منزل خارج گردد تا از شرش خلاص شوند.وضع رقت‏بار و سرنوشت‏شوم يك چنين خانواده‏ای بخوبی‏روشن است.هميشه دعوا و اوقات تلخی برپاست.آب خوش از گلويشان‏پايين نخواهد رفت.وضع منزل رضايت‏بخش نخواهد بود.زن از محيط منزل و ديدن صورت عبوس شوهر بيزار خواهد بود.زنيكه همواره بابداخلاقيهای شوهر مواجه باشد چگونه ميتواند به زندگی دلگرم باشد و ازروی عشق و علاقه خانه‏داری و شوهرداری كند؟ از همه بدتر وضع دلخراش و سرنوشت‏خطرناك اطفالی است كه‏در چنين محيط ناگواری پرورش می‏يابند.اوقات تلخيها و ناسازگاريهای‏ دائمی پدر و مادر بدون ترديد در روح حساس آنها اثر بدی خواهد گذاشت. غالبا افرادی تندخو،عصبانی مزاج،بد بين،كينه‏توز،متعدی،پژمرده تربيت‏ خواهند شد.چون به محيط خانه و زندگی دلخوشی ندارند به ولگردی پناه‏ميبرند.در نتيجه،ممكن است دردامهای گوناگون فساد كه به وسيله شيادان‏اجتماع برای منحرف كردن اينگونه افراد نهاده شده گرفتار شوند و برای‏هميشه بدبخت گردند.حتی امكان دارد برای حل عقده‏های درونی خويش،دست‏به كارهای بسيار خطرناكی از قبيل قتل و جنايت و دزدی وخودكشی بزنند.

برای تاييد مطلب ميتوانيد به پرونده‏های افراد تبه‏كار مخصوصااطفال مراجعه نماييد. آمار ونقل حوادثی كه از اينگونه اطفال،هر روز در صفحات‏روزنامه‏ها و مجلات منعكس ميشودبهترين گواه مطلب است.مسؤوليت‏همه اين بدبختيها بر گردن سرپرست‏خانواده است كه اعصاب خويش راكنترل نكرده در منزل بد اخلاق بوده است.در اين دنيا آسايش وخوشی‏ندارد در سرای ديگر نيز بی‏كيفر نخواهد بود.

آقای عزيز!

اداره جهان در اختيار ما نيست.تزاحمات،ناملايمات،مصيبات از لوازم لا ينفك اين جهان هستند.هر كسی در مسير زندگی باآنها خواه ناخواه برخورد خواهد نمود.بايد برای پذيرش آنها آماده شد.

شخصيت انسان در اين مواقع بظهور ميرسد.بايد بدون جزع و فزع با آنهامواجه شد و درصدد چاره برآمد.انسان توانايی آنرا دارد كه صدها مشكل‏بزرگ و كوچك را با آغوش بازبپذيرد و خم به ابرو نياورد.

حوادث روزگار علت تامه ناراحتي ها نيستند بلكه اعصاب ضعيف‏ هستند كه متاثر شده اسباب نگرانی و ناراحتی ما را فراهم ميسازند.اگر برنفس خويشتن مسلط باشيم و اعصابمان راكنترل كنيم كه در مقابل‏پيش آمدها متاثر نشوند ناراحتی و عصبانيت مفهومی ندارد.

امر ناگواريكه برايت شما اتفاق افتاده يا از امور ضروری اين جهان واز لوازم لا ينفك ماده و ماديات است كه سعی و تدبير ما در وجود و عدم‏آنها تاثيری ندارد يا از اموريست كه سعی و تدبير ماهم ميتواند در آنها اثرداشته باشد.اگر از قسم اول باشد جزع و فزع و عصبانيت وتندخويی‏بدون شك سودی ندارد بلكه يك امر صد در صد غير عقلائی است.زيرا دراينگونه موارد كاری از ما ساخته نيست.بخواهيم يا نخواهيم جهان ماده‏اينگونه لوازم را دارد.بايد برای وقوع آنها آماده بود و با لب خندان استقبال نمود.و اگر از قسم دوم باشد بايد با سعی و تدبيردر صدد چاره‏بر آمد.

اگر در مقابل مشكلات خودمان را نبازيم و بتوانيم اعصابمان راكنترل كنيم و با فكر و تدبير وارد كار شويم اكثر مشكلات قابل حل هستند.

در اينصورت هم عصبانيت و بد اخلاقی نه تنها در حل مشكلات بما كمك‏نخواهد كرد بلكه ممكن است مشكلی به مشكلات بيفزايد.بنابراين،انسان‏عاقل و هوشيار بايد هميشه براعصاب خويشتن مسلط باشد و نگذارد ازحوادث و ناملايمات روزگار متاثر گردند.

انسان موجود نيرومند و توانايی است كه با بردباری و كوشش وتدبير ميتواند بر مشكلات بزرگ پيروز گردد.آيا حيف نيست كه در مقابل‏حوادث كوچك خودش را باخته داد و فرياد واوقات تلخی راه بيندازد؟!

از همه اينها گذشته،حوادث و ناملايمات روزگار و رفتار ناپسندمردم اسباب ناراحتی ترا فراهم ساخته‏اند زن و فرزندت چه تقصيری‏دارند؟

همسرت از صبح تا حال در خانه زحمت كشيده،غذا پخته،لباس‏شسته،خانه را تميز و مرتب نموده،با بچه‏ها سر و كله زده،با بدن و اعصاب‏خسته در انتظار تو بوده كه وقتی به منزل آمدی با اخلاق خوش ومهربانی‏دلش را گرم نموده خستگی اعصابش را برطرف سازی.

فرزندانت نيز از بامداد تا حال در مدرسه مشغول بوده با اعصاب ومغز خويش كار كرده‏اند.يادر مغازه يا در كارگاه به كار اشتغال داشته‏اند.

اكنون خسته و ناتوان به منزل بازگشته در انتظار پدرشان هستند كه باسخنان شيرين واخلاق خوش و اظهار محبت‏خستگی اعصابشان را برطرف سازد و برای كار و كوشش تقويتشان كند.

آری زن و فرزندانت‏با صدها اميد و آرزو در انتظار تو بوده‏اند آياسزاوار است‏با چهره عبوس واخلاق تند و صورت در هم كشيده تو مواجه‏گردند؟!

انتظار داشتند تو فرشته رحمت‏باشی و با اخلاق خوش و چهره‏شكفته محيط خانه را نورباران كنی و با سخنان گرم و دلپذيرت اعصاب‏خسته آنان را آرامش دهی.نه اينكه با اخلاق تند و صورت در هم كشيده‏محيط خانه را تاريك گردانی و با عصبانيت و اوقات تلخی اعصاب خسته‏آنها را خسته‏تر سازی.آيا ميدانی كه تنديها و بد اخلاقيهای تو چه آثار بدی‏در روح وجسم آنها خواهد گذاشت كه نتيجه‏اش دامنگير تو خواهد شد؟به‏آنها رحم نميكنی اقلا به خودت رحم كن.با اين بد اخلاقيهای دائم،جسم واعصاب سالم برايت‏باقی ميماند؟

با اين وضع چگونه ميتوانی به كسب و كار ادامه دهی و بر مشكلات‏زندگی و مصائب روزگارپيروز گردی؟چرا محل استراحت‏ خودت و زن وفرزندت را به صورت زندان اختياری تبديل ميسازی كه نتيجه‏اش عائدخودت شود؟

آيا بهتر نيست كه هميشه خوش و خندان باشی و اگر مشكلی برايت‏اتفاق افتاد بدون عصبانيت و جزع و فزع،با عقل و تدبير در صدد چاره‏برآيی؟

آيا بهتر نيست وقتی ميخواهی برای استراحت و تجديد نيرو به‏آسايشگاه خانه قدم بگذاری پيش خودت بينديشی كه تندخويی و بداخلاقی‏مشكل مرا حل نميكند بلكه اعصابم راخسته‏تر خواهد نمود و چه بسا مشكلات تازه‏ای بوجود خواهد آورد.فعلا بايد استراحت وتجديد نيرو كنم‏تا بتوانم با اعصاب راحت و فكر آزاد در صدد چاره بر آيم.آنگاه حوادث وگرفتاريهای زندگی را موقتا بدست فراموشی بسپاری و با چهره باز و لب‏خندان وارد منزل شوی.با سخنان گرم و محبتهای بی‏شائبه دل اهل خانه راشادمان گردانی.بگوييد و بخنديد.وتفريح و استراحت كنيد.با خوشی ولذت غذا بخوريد.و با اعصاب آسوده خواب و استراحت كنيد.بدين‏وسيله هم زن و فرزندت به خانه و زندگی دلگرم شده برای كار و كوشش‏آماده ميگردند هم خودت ميتوانی با اعصاب سالم به كسب و كار ادامه دهی‏و بر مشكلات زندگی پيروز گردی.

بدين جهت،دين مقدس اسلام اخلاق خوب را جزء ديانت و ازعلائم كمال ايمان ميشمارد.

رسول خدا (ص) فرمود:كاملترين مردم از جهت ايمان،خوش اخلاق‏ترين آنها ميباشد.بهترين شما كسی است كه نسبت‏به‏خانواده‏اش احسان كند. (بحار ج 103 ص 226 )

پيغمبر اسلام (ص) فرمود:هيچ عملی بهتر از اخلاق خوب نيست. (شافی ج 1 ص 166 )

امام صادق عليه السلام فرمود:نيكوكاری و حسن خلق خانه‏ها راآباد و عمرها را زياد ميكند.(شافی ج۱ ص 166)

امام صادق (ع) فرمود:شخص بد اخلاق خودش را در عذاب‏ميدارد. (شافی ج 1 ص 176 )

لقمان حكيم فرمود:مرد خردمند بايد در بين خانواده‏اش مانندكودك باشد و رفتار مردانه رابرای خارج منزل بگذارد. (محجة البيضاء ج 2 ص 54)

رسول خدا (ص) فرمود:عيشی بهتر از خوش اخلاقی نيست. (بحار ج 71 ص 389 )

پيغمبر اسلام (ص) فرمود:اخلاق خوب نصف دين ميباشد. (بحار ج 71 ص 385 )

وقتی سعد بن معاذ كه يكی از اصحاب بزرگ رسول خدا و مورداحترام آن جناب بود درگذشت رسول اكرم مانند صاحبان عزا با پای برهنه‏در تشييع جنازه‏اش شركت نمود.بدست مبارك خويش جنازه را در قبرنهاده روی آنرا پوشاند.در آن هنگام مادر سعد كه آن همه احترام را ازرسول‏خدا مشاهده نمود فرزندش سعد را مخاطب قرار داده گفت:ای سعدبهشت گوارايت‏باد.

پيغمبر اكرم فرمود:ای مادر سعد!اين چنين مگو.زيرا سعد را درقبر فشار سختی وارد شد.بعدا علت فشار قبر سعد را از آن حضرت‏پرسيدند.فرمود:علتش آن بود كه با خانواده‏اش بداخلاقی ميكرد (بحار ج 73 ص 298 ).


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


وظایف بانوان - بخش چهارم

شكـــايـــــت و درد دل

هيچكس نيست كه ناراحتی و گرفتاری و درد دل نداشته باشد.هر كسی دوست دارد غمخوار و محرم رازی پيدا كند،گرفتاريهای خويش‏را برايش شرح بدهد.حس ترحمش را تحريك نموده دلش را كباب كند.و بدينوسيله غمی از دل خودش برداشته آرامش خاطری بدست آورد.ليكن هر سخن جايی وهر نكته مقامی دارد.برای درد دل نيز موقعيت مناسب لازم‏است.در هر جا و هر زمان و با هرشرايطی نبايد شكايت را شروع كرد. خانمهاييكه خودخواهند و از رموز معاشرت و آداب شوهرداری‏بی‏اطلاعند آنقدرظرفيت و حوصله ندارند كه مشكلات را تحمل نمايند ودرد دلها را تا موقع مناسب به تاخيربياندازند.هنگامی كه شوهر بيچاره باتن خسته و اعصاب ناراحت وارد منزل ميشود تا دمی بياسايد از همان‏ساعت اول با شكايتها و درد دلهای همسرش مواجه ميشود و از خانه وكاشانه بيزار ميگردد:مرا با اين بچه‏های جوانمرگ شده رها كردی و رفتی،احمدجوانمرگ شده شيشه درب اتاق راشكست.منيژه با پروين دعوا كردند.ازسر و صدای بچه‏ها و مردم،ضعف اعصاب گرفتم،ديوانه شدم.تكليف مرابا اين بچه‏های شيطان معلوم كن.آخ از دست‏بهرام.جوان مرگ شده اصلادرس نميخواند.امروز كارنامه‏اش را از مدرسه فرستادند چند نمره تك‏داشت.حيف از منكه برای اينها زحمت ميكشم.از صبح تا حال بقدری‏كار كردم كه از حال و كار افتادم.كسی بفريادم نميرسد.اين بچه‏ها هم كه دست‏به سياه و سفيد نميگذارند.كاش اصلا بچه‏نداشتم.راستی امروزخواهرت آمداينجا. نميدانم چرا با من سر دعواداشت،خيال ميكرد ارث پدرش را خورده‏ام.امان از دست مادرت،رفته‏اينطرف و آنطرف پشت‏سرم بدگويی كرده.من از دست اينها به تنگ‏آمده‏ام.حيف از من كه در يك چنين خانه‏ای زندگی ميكنم.وای دستم راببين رفتم غذابپزم كارد آشپزخانه دستم را بريد.راستی ديروز رفتم مجلس‏عروسی سهراب.كاش اصلا نرفته بودم.آبرويم پاك رفت.خانم حسن آقا آمده بود با چه سر و وضع و لباسهايی!!خدا بخت وشانس بدهد.مردم‏چقدر زنهايشان را دوست دارند.چه لباسهايی برايش خريده بود.اينها را ميگويند شوهر.وقتی وارد مجلس شد همه به او احترام‏كردند.بله مردم فقط به لباس نگاه ميكنند.آخر چی چی من از او كمتره كه‏بايد اينقدر افاده كند.بله بخت و اقبال داره شوهرش دوستش ميداره،مثل‏تو نيست.من كه ديگر نميتوانم در خانه خراب شده برای تو وبچه‏هايت‏جان بكنم هر فكری داری بكن.

خانم محترم،اين رسم شوهرداری نيست.تو خيال ميكنی شوهرت‏برای تفريح و خوشگذرانی از خانه بيرون رفته است.برای كسب و كار وتهيه روزی خارج شده است.از صبح تا حال باصدها گرفتاری مواجه بوده‏كه تو تاب تحمل يكی از آنها را نداری.از گرفتاريهای اداری ياكسبی اواطلاع نداری.نميدانی با چه اشخاص بدجنس و حيله باز و موذی برخوردنموده و چه عقده‏هايی در روحش گذاشته‏اند.از روح پژمرده و اعصاب‏خسته او خبر نداری.اكنون كه ازگرفتاريهای خارج فرار كرده و به خانه‏پناه آورده شايد دمی استراحت كند،به جای آنكه غمی از دلش بر داری‏هنوز نرسيده در شكايت و نق نق را باز ميكنی.آخر اين بدبخت چه كند كه‏مردشده،در خارج منزل با آن همه گرفتاريها مواجه است در خانه هم باشكايتها و ايرادها وبهانه‏جوئی‏های تو مواجه ميشود.انصاف خوب است. قدری هم به فكر او باش.در اين حال جز اين چاره‏ای ندارد كه يا داد وفرياد راه بيندازد تا ازشكايتهای بيجا و زخم زبانهای تو نجات پيدا كند يااز خانه فرار كند وبه يك جای ديگرپناهنده شود.يا واله و سرگردان در خيابانها پرسه بزند. خانم گرامی،برای رضای خدا و برای حفظ شوهر و خانواده‏ات‏از اين شكايتها و نق و نق‏های بيجادست‏بردار،زيرك و دانا باش‏وقت‏شناس باش.اگر هم واقعا درد دل داری قدری صبر كن تاشوهرت‏استراحت كند،اعصابش راحت‏شود.آنگاه كه سر حال آمد.و موقعيت‏مناسبی پيدا شدميتوانی مطالب لازم و ضروری را به عنوان مشورت نه‏اعتراض،با او در ميان بگذاری و درصدد چاره جويی بر آييد.اما اگر به‏شوهر و خانواده‏ات علاقه داری از ذكر وقايع و حوادث جزئی و غيرضروری خودداری كن.و با اعتراض ‏های دائمی اعصاب شوهرت راخسته نكن.بگذار به كار خود برسد.او هم به قدر كافی گرفتاری دارد.به‏داستان زير توجه فرماييد:

خانمی به نام...ميگويد:من از اول زن نق نقويی بودم.هر روزنق نق‏های من بيشتر و شديدترمی‏شد.تا آنجا كه پس از هشت‏سال زندگی‏مشترك با...چند جمله بود كه تقريبا هر شب بااندكی تغيير بين ما رد وبدل می‏شد.آن هم از وقتی كه شوهرم وارد خانه می‏شد تا وقتی شام بخوردو توی رختخواب برود:وای خسته شدم.پدرم در آمد.چرا؟از بس كاركردم.كارهای اينخانه بی‏صاحب مانده هم كه تمام نمی‏شود.هر طرفش رابگيری باز يك طرفش روی زمين است.

-آخر اين كارهای تو چيست كه تمام نمی‏شود؟

-آه چه ميدانم همين كارهای لعنتی است.آب،جارو،ظرفشويی،رختشويی،غذا پختن،راست وريس كردن اوضاع خانه،تر و خشك كردن‏بچه‏ها.

-عزيزم اين كارها كه تو ميگويی همه جا هست توی همه خانه‏ها همه زنها اين كارها راميكنند.تو چرا سر من منت ميگذاری؟

-وای منت،چه منتی؟جانم به لب رسيده پدرم در آمده تو چه‏می‏فهمی؟همين ميروی وپشت ميز اداره می‏نشينی و پول ميگيری و می‏آيی‏خانه.ديگر چه ميدانی خانه چطور مرتب شده چطور نظافت‏شده؟

-ای وای خانم جان بس كن.

-خوب بله آقا حوصله شنيدنش را هم نداری.من پدرم در آمده‏مريض شده‏ام دارم می‏ميرم.

-عزيزم مريض شده‏ای برو دكتر.

-با كدام پول؟

-ای ناشكر اين همه پول از من ميگيری باز هم...

-كدام پول،چه پولی؟همه‏اش خرج زندگيت ميشود.آن هم چه‏زندگی همه‏اش پر از بدهكاری،قسط های عقب افتاده.امروز مجبور شدم‏از كسبه سر محله نسيه كنم.

و بعد شوهر بيچاره‏ام وقتی از اين همه نق نق جانش به لب می‏آمدلحاف را روی سرش می‏كشيد و می‏خوابيد.مادرم غالبا در جريان زندگی مابود و بارها مرا نصيحت ميكرد كه دست از اين نق نق‏ها بردارم.و من گوش‏نميدادم تا يك روز وقتی شوهرم سر كار رفته بود به من گفت:هر چه‏نصيحت كردم گوش ندادی حالا بكش كه سزايت همين است.شوهرت...

من مثل ديوانه از جا پريدم.نه باور نمی‏كنم.

بسيار خوب حالا كه باور نمی‏كنی تحقيق كن تا بدانی.تا ساعت‏دو بعد از ظهر كه شوهرم...ازسر كار بيايد خونم خونم را می‏خورد.وقتی‏آمد اول با عصبانيت‏بعدا با گريه موضوع را در ميان گذاشتم.گفت:ميدانی تو زندگی را برای من كوفت ميكردی.هيچوقت فكر نمی‏كردی كه من‏روزی دو سرويس كار ميكنم تا چرخ زندگيمان بگردد.شب خسته و كوفته‏به خانه می‏آيم،حوصله نق نق ندارم،آن قدر خسته هستم كه تو ديگر حق‏نداری با حرف زدن از كارهای خانه مرا از زندگی بيزار كنی.ولی تو اين‏كار را ميكردی و هنوز هم ميكنی.واقعا مرا از زندگی بيزاركرده‏ای.گاهی‏فكر كرده‏ام كه اگر صاحب بچه نبوديم بهتر بود از هم جدا شويم.از اين‏جهت تصميم گرفته‏ام در جايی آرامش پيدا كنم و پيدا كردم.

-من درست‏شش ماه زحمت كشيدم تا مجددا شوهرم را به زندگی‏علاقه‏مند كنم ولی اين برايم تجربه‏ای شد كه ديگر شوهرم را كه در خارج‏به اندازه كافی خسته می‏شود در خانه باشرح ملال خودم خسته‏تر نكنم.

حالا فهميده‏ام كه خانه جای استراحت مرد است نه جای عذاب.

پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:هر زنيكه به وسيله زبان‏شوهرش را اذيت كند نمازهاو ساير اعمالش قبول نميشود،و لو هر روزروزه باشد و شبها را برای تهجد و عبادت برخيزد،وبنده‏هايی آزاد كند وثروتش را در راه خدا انفاق نمايد.زنيكه بد زبان باشد وبدينوسيله‏شوهرش را بيازارد نخستين كسی است كه داخل دوزخ ميشود. (بحار ج 76 ص 363).

رسول خدا فرمود:هر زنيكه شوهرش را در دنيا اذيت كندحور العين به او ميگويند:خدا ترابكشد.شوهرت را اذيت نكن.اين مرد ازشما نيست و لياقت او را نداريد بزودی از شما مفارقت نموده به سوی ماميآيد. (محجة البيضاء ج 2 ص 72).


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


وظائف مردان - بخش سوم

به همســرت احتــرام بگـــذار

زن نيز مانند مرد خودش را دوست دارد و به حفظ شخصيت‏خويش علاقه‏مند است.

دوست دارد محترم و گرامی باشد.از تحقير و توهين رنجيده خاطرميگردد.اگر مورد احترام قرار بگيرد احساس شخصيت نموده و به كار وزندگی دلگرم ميشود.از احترام و احترام كننده خوشش ميآيد،از توهين وتوهين كننده متنفر ميباشد.

آقـــــــای محتـــــــرم!

همسرت حتما از شما انتظار دارد كه بيش از ديگران‏به وی احترام بگذاری.البته حق دارد چنين انتظاری را داشته باشد.زيراترا شريك زندگی و بهترين يار واقعی خويش ميداند.

شبانه‏روز برای آسايش تو و فرزندانت زحمت ميكشد.آيا حق ندارد انتظار داشته باشد كه وجودش را،غنيمت‏شمرده به وی احترام‏بگذاری؟

بزرگداشت او ترا كوچك نميكند بلكه حق شناسی و صفا و مودت‏ترا باثبات ميرساند.به همان اندازه بلكه بيشتر از آن مقدار كه به ديگران‏احترام ميگذاری به همسرت احترام بگذار.درموقع صحبت كردن ادب راكاملا رعايت كن.

با كلمه‏«تو»او را مخاطب نساز بلكه هميشه از كلمه‏«شما»كه‏علامت احترام است استفاده كن.هيچگاه كلامش را قطع نكن.بر سرش‏داد نزن.با احترام و نام خوب او را صدا بزن.در موقع نشستن به او احترام‏بگذار.وقتی وارد منزل ميشوی اگر از سلام كردن غفلت نمود به اوسلام‏كن.

وقتی از خانه بيرون ميروی خداحافظ بگو.وقتی به سفر ميروی بااو توديع كن.برايش نامه بنويس،اگر شب تولدش معلوم است‏بعنوان‏احترام دسته گل يا تحفه ديگری تقديمش كن،درمجالس و در حضورديگران به وی احترام بگذار.از توهين و تحقير جدا بپرهيز.از دشنام وناسزا گفتن اجتناب كن.از مسخره كردن و دست انداختن او ولو به طورشوخی جداخودداری كن.خيال نكن چون خصوصی هستيد بدش نميآيدبلكه چنين انتظاري را هرگز از تو نداشته كاملا رنجيده خواهد شد گر چه به‏زبان نياورد.

از باب نمونه به داستان زير توجه فرماييد:

خانم موقر و متينی كه بايد 36-35 سال داشته باشد،با حالت‏خشم و غضب درباره تقاضای طلاق ميگويد: حدود دوازده سال است‏با همسرم ازدواج كرده‏ام.مرد خوبی‏است.بسياری ازمحسنات يك آدم كامل و دوست داشتنی را دارد.اماهرگز نخواست‏بفهمد كه من زن او،همسراو،مادر دو فرزند او هستم.به‏خيال خودش مرد مجلس آرايی است.اما مجالس را با دست انداختن من‏مي آرايد.نميتوانيد فكر كنيد چقدر زجر كشيده‏ام.بكلی اعصابم خراب شده‏دائمامجبورم دكتر بروم.هزار بار با شوهرم حرف زده‏ام.خواهش والتماس كرده‏ام كه من زن توهستم،سن و سالی دارم.درست نيست كه‏پيش آشنا و غريبه صد جور شوخی زننده و غيردوستانه با من ميكنی.متلك‏ميگويی كه ديگران بخندند و مثلا خوش بگذرانند.من اغلب ازهمه‏خجالت ميكشم و چون از اول شوخ طبع و بذله گو نبوده‏ام هيچوقت نميتوانم‏با شوهرم مقابله به مثل كنم.بنابراين چون خواهش و تمناهای من فائده‏نداشت‏با تمام رنجهايي كه ميدانم در انتظارم نشسته خواهم ساخت تا از مردقدر ناشناسی كه هيچوقت احترام مرا نگهنداشته جدا شوم.

همه بانوان مانند بانوی مذكور از شوهران خويش انتظار احترام‏دارند و از توهين و تحقيرجدا ناراحت ميشوند.اگر در مقابل‏بی‏احترامي های شوهر سكوت نمودند دليل رضايتشان نيست.بلكه يقين‏داشته باش كه قلبا مكدر خواهند شد و لو اصلا به زبان نياورند.اگربه‏همسرت احترام بگذاری او نيز به تو احترام خواهد گذاشت.و بدين وسيله‏رشته دوستی وصميميت‏شما روز بروز استوارتر خواهد شد.و در نزدديگران نيز محترم خواهيد شد.اگر هم به او بی‏احترامی كردی و تلافی كردتقصير خودت ميباشد.

آقای محترم زن گرفتن با برده گرفتن خيلی فرق دارد.به عنوان‏برده و اسير به خانه‏ات نيامده بلكه انسان آزادی است كه به منظور تاسيس‏يك زندگی مشترك سعادتمندانه به خانه‏ات قدم نهاده.همان انتظاراتی راكه تو از وی داری او هم عينا همان انتظارات را دارد.پس چنان با او رفتاركن كه دوست داری با تو رفتار كند.

حضرت صادق (ع) از پدرش نقل كرده كه فرمود:هر كس زن‏گرفت‏بايد او را گرامی و محترم بشمارد (بحار جلد 103 ص 224 ) .

رسول خدا (ص) فرمود:هر كس مسلمانی را گرامی بدارد خدا اورا گرامی خواهد داشت (بحار جلد 74 ص30۳).

پيغمبر اسلام (ص) فرمود:زنان را گرامی نميدارند مگر افرادبزرگوار.و به آنان توهين نميكنند جز مردم پست و فرومايه.

رسول خدا (ص) فرمود:هر كس به خانواده‏اش توهين كند خوشی‏زندگی را از دست‏خواهدداد (مواعظ العدديه ص151).


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت


وظایف بانوان - بخش سوم

احتــــرام شــوهـــر

هر كسی به شخصيت‏خويش علاقه‏مند است.خودش را دوست‏دارد.دلش ميخواهد ديگران به شخصيت او احترام بگذارند.هر كس‏شخصيت او را محترم بشمارد محبوبش واقع ميشود.ازتوهين كنندگان‏متنفر است.خانم محترم !حب ذات و علاقه به احترام يك امر غريزی است‏ليكن همه كس حاضر نيست احساس درونی شوهر شما را اشباع كند و به‏وی احترام بگذارد.در خارج منزل با صدها افراد گوناگون و بی‏ادب‏برخورد ميكند و بعضی اوقات موردتوهين قرار ميگيرد و به شخصيتش لطمه‏وارد ميشود.از شما كه يار و غمخوارش هستيدانتظار دارد اقلا در خانه‏احترامش كنيد و شخصيت تحقير شده‏اش را زنده گردانيد.بزرگداشت اوشما را كوچك نميكند ليكن به او نيرو و توانايی می‏بخشد و برای كوشش‏وفعاليت آماده‏اش ميگرداند.خانم گرامی به شوهرت سلام كن.هميشه بالفظ (شما) او را مخاطب قرار بده.موقع سخن گفتن كلامش را قطع نكن.

جلو ی پايش برخيز و به او احترام كن.با ادب حرف بزن.بر سرش داد نزن.

اگر با هم به مجلسی ميرويد او را مقدم بدار.او را با اسم صدا نزن بلكه بانام فاميل و لقب مخاطب قرار بده.در حضور ديگران از او تجليل و تعريف‏كن.به فرزندانت‏سفارش كن ازپدرشان احترام كنند.و اگر بی‏ادبی كردندتوبيخشان كن.در حضور مهمانها نيز احترامش بگذار و باندازه آنها بلكه‏زيادتر از او پذيرايی كن.مبادا در مجلس مهمانی وجود شوهرت راناديده بگيری و تمام توجهت‏به مهمانها معطوف باشد.وقتی درب منزل را ميزندسعی كن خودت درب را باز نموده با لب خندان و چهره باز به استقبالش‏بروی.آيا ميدانی همين عمل كوچك چه اثر نيكويی در روح شوهرت‏خواهد گذاشت؟شايد در خارج منزل با دهها مشكل مواجه بوده و با روح‏پژمرده وارد منزل شود.استقبال كردن شما با لب خندان روح تازه‏ای دركالبد خسته او دميده دلش را آرامش ميدهد.ممكن است‏خانمها از اين‏سخن تعجب نموده بگويند:چه پيشنهاد عجيبی!زن باستقبال شوهر برود وخوش آمد بگويد!شخص بيگانه وغريبی نيست تا احتياجی باستقبال وخوش آمد داشته باشد.

تسقط الآداب بين الاحباب.البته اين طرز تفكر از تربيت غلط ماپيدا شده،كی گفته كه دوستان و خويشان لازم نيست ادب و احترام رارعايت كنند.مهمانی بمنزل شما وارد ميشوداز او استقبال ميكنيد،خوش آمد ميگوئيد،احترام ميكنيد،پذيرائی مينمائيد.

و اين عمل را يك رفتار عقلائی و يكی از اداب و رسوم زندگی‏ميشماريد.البته چنين است،به مهمان بايد احترام كرد ليكن از شماانصاف ميخواهم مردی كه از صبح تا شب برای تامين زندگی و رفاه وآسايش شما تلاش ميكند،و در اين راه با صدها مشكل روبرو شده،آنگاه‏حاصل دسترنج‏خويش را در طبق اخلاص نهاده درب خانه را ميكوبد كه‏برايگان در اختيار شمابگذارد،آيا ارزش آنرا ندارد كه برای خوشنودی واحترام او تا درب خانه قدم رنجه فرماييد و بالب خندان يك خوش آمد گفته‏دلش را شاد گردانيد؟

نگو:چون با هم مانوس و خصوصی هستيم انتظار احترام ندارد، بلكه از شما بيشتر از ديگران انتظار احترام دارد.اگر احترام نكرديد وسكوت كرد دليل آن نيست كه توقع ندارد،بلكه برای رعايت‏شما ازخواسته درونی خويش صرف نظر نموده است.

خانم محترم،اگر به شوهرت احترام نمودی او هم در مقابل به شمااحترام خواهد گذاشت.رشته محبت در ميانتان استوارتر و پيمان زناشويی‏با دوام‏تر خواهد شد.به خانه و زندگی وكسب و كار دلگرم ميشود،ونتيجه‏اش عائد شما می‏گردد.

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:وظيفه زن اين است كه تادرب خانه به پيشواز شوهرش برود و به وی خوش آمد بگويد. (مستدرك ج 3 ص 551)

امام صادق عليه السلام فرمود:هر زنی كه از شوهرش احترام كند وآزارش نرساند خوشبخت و سعادتمند خواهد بود. (بحار ج 103 ص 253)

پيغمبر اسلام فرمود:زن موظف است‏برای شوهرش طشت و حوله‏حاضر كند و دستهايش رابشويد. (مستدرك ج 2 ص 551)

مواظب باش به شوهرت توهين و بی‏ادبی نكنی،ناسزا نگوئی،دشنام ندهی،بی‏اعتنائی نكنی،بر سرش داد نزنی،نزد ديگران آبرويش رانريزی،با لقبهای زشت صدايش نزنی.اگر به او توهين كردی او نيز به توتوهين خواهد نمود.قلبا از هم مكدر ميشويد،عقده روحی و كينه پيداميكنيد،صفا و محبت از ميانتان برطرف ميشود،دائما در حال نزاع وكشمكش خواهيدبود.اگر به زندگی ادامه بدهيد بطور يقين زندگی خوشی نخواهيد داشت.كينه‏های روحی وعقده‏های روانی ممكن است توليد خطركند و باعث جنايت‏شود.


 

نوشته شده توسط مشاور زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت